
(جوابیه ای برای "بایدها و نبایدهای داشتن سایت يا وبلاگ ادبی" منتشر شده در آتی بان) با همه ی این تفاسیر، میزان توجه به اینترنت در جامعه ی روشنفکری رو به افزایش است و این امر مطمئنآ هیچ لطمه ای به مجلات، کتابها و... نمی زند و دنیای کاغذی می تواند در کنار اینترنت به راه خود ادامه دهد.

این مقاله سعی دارد که روش بخصوصی را برای نوشتن فلش فیکشن ارائه دهد. نویسندگان می توانند اگر دوست دارند روی داستان شان اندکی تمرکز کنند.

وقتی به محل رسیدم دیدم که طبق معمول این حوادث در کنار ماشین های پلیس و آمبولانس جماعتی هم گرم صحبت و شوخی و خنده و... هستند و اصلآ انگار نه انگار که... .

بازم اره. گلى درخت گلابيمون يادته؟ شبی كه فرداش قرار بود بى بى ام بياد خواستگارى. گلابى رو از دست من گرفتى خنديدى و گفتى واى به حالت اگه كال باشه.

هميشه آخراي تابستون ميومد روي كف آخرين پلهي زير زمين، چمباتمه مي زد. بعدش سرشو ميذاشت تو كاسهي مسي پر از آب نمك و مثل كسي كه ثمور زده باشه به جونش هورت ميكشيد.

بعد هم با صاحب مغازه دعوام شد. خلاصه بعد از کلی اعصاب خرد کنی و ناراحتی برگشتم و اون روز هم مثل روزهای دیگر تمام شد. روز بعدی کما فی السابق شروع شد.

دارد می افتد. کمرش را می گیرم پرت نشود. می ایستد. سایه همچنان سایه است. زن روی چمن ها دراز می کشد یک پایش را از زانو خم می کند به طرف بالا دامنش تا روی رانش بالا می آید مرد می دود. هخا سریع نگاهم می کند. مرد دامن زن را تا زانویش پایین می کشد. سرم را تکان می دهم. دیدم.

سرم كه به موزائيک های كف حياط خورده بود بدجوری بادكرده بود و هر چقدر سعی می كردم كه سرم را يك جوری از گره دار عبور دهم موفق نمی شدم. از كُنده ای كه زير پايم بود پائين آمدم و با خنده ی دختركی كه بر بالای شاخه توت می چيد، حسی در من پا گرفت كه برای لحظاتی، زخمی را كه بی صدا هستی ام را می گرفت فراموش كردم.

ما داستان را بخاطر حضور شخصیت ها می خوانیم. بدون آنها، پیرنگ فقط رشته ای از اتفاقات و حوادث می باشد. کما اینکه در روزنامه هر روز گزارش هایی از این دست را می بینیم.

در حقیقت در دل داستانی که اتفاق میافتد و شخصیتهایی که پرداخته می شود به سنتهای بومی منطقهای و تفاوتهای فولکوریک در یک اجتماع که برشی از جامعهای بزرگ است، اشاره می شود.

دنیا و آدم هایش روز به روز کثیف تر می شوند، مثل روکش صندلی های ماشین من، مثل زن و شریک من و مثل تو. تویی که من هیچ وقت نفهمیدم بعد از پانزده سال چطور و از کجا و بعد از چهل روز فهمیدی که مادرت مرده و حالا می خواستی پایت را در خانه ای بگذاری که با هم خط های فرو رفتگی موزاییک های مربعی را با گچ دیوارهای خراب شده ی خانه ی همسایه پر رنگ می کردیم و لی لی می کشیدیم.

فكرش همه پيش دخترش بود كه كوچكی هايش سرمايی بود و حالا تو سوئد می چائيد. فقط بعضی وقتها صدايش تو گوشی تلفن می پيچيد و يا می نشست پای تلويزيون و تماشای فيلم هايی كه از او داشت. فيلم ها را عقب و جلو می زد و از چين وچروک های صورت او غصه اش می گرفت.

نسخه ی اصلی فيلم سينمايی ((تاجر ونيزی))، 138 دقيقه است و دوبله شده ی آن به فارسی 111 دقيقه. اقتباسی سينمايی از نمايشنامه ای به همين نام كه اثر ((ويليام شكسپير)) است و رادفورد درمقام فيلم نوشت و كارگردان، درخششی نو به آن داده است.

سالهای اولیه فیلمسازی کیارستمی اگر چه سالهای تجربه و آموختن اند اما حتی در همان فیلم های نخستین هم می توان مولفه های سینمای کیارستمی را به خوبی مشاهده کرد. دوره اول را از نان و کوچه تا اولیها(مستند 84 دقیقه ای) در نظر می گیریم، که کیارستمی دوازده فیلم کوتاه و هفت فیلم بلند و نیمه بلند را در کارنامه خود به ثبت رساند.
کافه داستان کلآ هر اثری که کیفیت مطلوب داشته باشد منتشر می کند. داستان کوتاه، مقاله و شعر های خود را به ایمیل کافه داستان ارسال نمایید
مجموعه شعر "درها و کوچه" رضا مرادی اسپیلی ـ نشر ثالث ـ قیمت: ۱۲۰۰۰ ریال
مجموعه داستان "در کوچه های ما" آیدا مرادی ـ نشر شهروند ـ قیمت: ۱۰۰۰۰ ریال
. داستان کوتاه .
انگشت نما /چهل ام/حنجره ی لال/2۴ متر پایین تر/سگول/گلی
. فلش فیکشن .
. شعر .
باران/رویای هر روزه/خفتگان انتظار - هم بودگاه عصیان
. مقاله .
نشستن زیر درختان زیتون و چشیدن طعم گیلاس/كينه های ازلی در تاجر ونيزی
. ترجمه .
ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار/هفت شیوه برای نوشتن فلش فیکشن
. پرسه ها .